مقدمه
حقيقت اين است كه در زندگي ما، بادها خواهند وزيد، باران خواهد باريد و رودخانه ها طغيان خواهند كرد و ما نميتوانيم ز آمدنشان جلو گيري كنيم. تنها مي توانيم براي آمدنشان مهيا شويم. يكي از دلايل اصلي موفقيت افراد اين است كه آنچه را كه آرزو مي كنند، عينا در تصوراتشان ايجاد ميكنند. آينده اي را كه امروز تجسم مي كنيم دست نيافتني نيست، اگر بدانيم كه مي خواهيم چگونه به آن برسيم. به راستي كه در عصر تغييرات بايد مسئول سرنوشت خويش باشيم. گاهي تغييرات شبيه به ظرافت ارتعاش هوا بر اثر حركت بالهاي يك پروانه است، اما بر فعاليت يك شركت، يك كشور و يا حتي سراسر جهان تاثير شگرفي دارد. امروزه مديران اكثر شركتهاي ايراني به تفكر دررابطه با حل مشكلات موجود مشغولند، درصورتي كه ديروز ميتوانستند با صرف اندكي وقت و هزينه و با انديشه بهتري از بروز مشكلات جلوگيري كنند. اگر خواهان استفاده بيشتر از فرصتها و پذيرش ريسك كمتري باشيم، لازم است كه تغييرات را بهتر درك كنيم. كساني كه علت و سمت و سوي تغييرات را مي فهمند، براي رسيدن به مقصود، انرژي كمتري مصرف مي كنند و بهتر مي توانند از اين تغييرات در فعاليتهايشان بهره برداري كنند و به جاي آن كه در مقابل آن واكنش نشان دهند، آن را به خدمت ميگيرند. مديران شركتها بايستي آينده شركت خود را تجسم كنند. (حداقل اهداف كوتاه مدت و بلندمدت تجاري خود را تعيين كنند) سپس به چگونگي رسيدن به اين آينده بينديشند. ترسيم خطوط چگونگي رسيدن به آينده تجاري تعيين شده شركت و مراحل آن موضوع اين نوشتار است.
تعريف طرح تجاريطرح تجاري عبارت است از برنامه ريزي براي كليه اموري كه در يك تجارت ضروري به نظر مي رسد اموري مانند: تخصيص منابع، تمركز بر روي نقاط كليدي، كسب آمادگي براي برخورد با تهديدها و بهره برداري از فرصتها.طرح تجاري درواقع، راهنماي مسير، براي عملكرد تجاري و اندازه گيري ميزان پيشرفت در طول مسير رسيدن به اهداف است. علاوه بر اين مي توان از طرح تجاري به عنوان يك ابزار ارتباطي براي انتقال اطلاعات به طيف وسيعي از افراد مانند سرمايه گذاران، شركاي تجاري آينده، كاركنان و مديران، نيز استفاده كرد.بسياري از مردم فكر مي كنند كه طرح تجاري فقط براي شروع يك كسب و كار جديد كاربرد دارد. اگرچه تهيه طرح در ابتداي كسب و كار بسيار ضروري و حياتي است، اما طرح تجاري كاربردهاي ديگري نيز دارد كه عمدهترين آنها به شرح زير است:- كسب موافقت براي فعاليتهاي برنامه ريزي شده (در 12، 24 و... ماه آتي) از مراجع ذيصلاح (مانند هيئت مديره)- فراهم كردن سرمايه از بانكها و ساير سرمايه گذاران- كمك به فروش يا ارزش گذاري كار- اخذ تاييد ناظران يا مسئولان اعطاي كمكهاي دولتي و...
محتواي يك طرح تجاريهدف تهيه طرح تجاري و مخاطبان آن، بيشترين تاثير را بر روي محتواي طرح خواهند داشت. به عنوان مثال اگر مخاطبان طرح، سرمايه گذاران هستند، اطلاعات مالي و تشكيل تيم مديريت از اهميت ويژهاي برخوردار مي شود و اگر روي صحبت با مدير بازاريابي يك شركت تجاري بالقوه است، بايد وقت بيشتري به توضيح همياري در بازار اختصاص يابد. اما اگر طرح براي مقاصد داخلي (داخل شركت) تهيه مي شود و مخاطب آن كاركنان شركت هستند، بايد آنان را از خواسته هاي كاري مطلع سازد و در آنها اشتياق كافي براي برآوردنشان به وجود آورد.
رئوس كلي يك طرح تجارياغلب انتظار مي رود يك طرح تجاري، حاوي اطلاعاتي درخصوص شركت، محصول و خدمات بازار، تيم مديريت، استراتژي كسب و كار، جزئيات اجرايي و تجزيه و تحليلهاي مالي باشد. آنچه مهم است، ارائه شفاف و صادقانه اطلاعات فوق است. ترتيب و شكل ارائه آن هم از اهميت كمتري برخوردار است. يك طرح تجاري عموما موارد زير را دربردارد:1 – خلاصه اجرايي (شامل ماموريت، اهداف و موفقيتهاي كليدي شركت): اين بخش در جلب توجه خواننده بسيار حائزاهميت است. پس بايد در تهيه آن دقت لازم به كار گرفته شود تا بسيار جذاب باشد. خلاصه اجرايي معمولا 1 و حداكثر 2 صفحه است. هرچند كه اين بخش، اولين بخش يك طرح تجاري است، اما توصيه مي شود اين بخش پس از تدوين تمام جزئيات تهيه شود. به اين منظور ابتدا نكات اصلي طرح را برگزينيد، هماهنگي نسبي بين آنها برقرار سازيد سپس آنها را خلاصه كنيد.2 – تشريح شركت (شامل: تعريف شخصيت حقوقي شركت، تاريخچه – براي شركتهايي كه فعالند – و يا طرحريزي اوليه – براي شركتهاي تازه تأسيس – توانمنديها و داراييهاي شركت): اين بخش از طرح درواقع مانند تدارك صحنه و صحنهآرايي در تئاتر است و در شكل گيري ذهن خواننده طرح و درك بهتر موضوع، بسيار موثر است.3 – محصول يا خدمات (شامل: تشريح محصول يا خدمات، مزيتهاي رقابتي، تكنولوژي ساخت، منابع، محصول يا خدمات آينده): گاه مخاطبان درباره حرفه و تجارت شما هيچ اطلاعاتي ندارند و يا بدتر، ممكن است تصور كنند كه دارند، اما كاملا در اشتباه باشند. پس بايد خواننده را آگاه كنيد و اطلاعات مهم را بسرعت دراختيار او بگذاريد. به خاطر داشته باشيد اگر محصول يا خدمات شما منحصر به فرد است، اين مطلب را بيان كنيد. با ذكر جزئيات توضيح دهيد كه چرا نسبت به رقبا برتري داريد. برتري امتيازي است كه بايد آن را فرياد بزنيد، پس اين كار را بكنيد.4 – تجزيه و تحليل بازار (شامل تشريح بازار هدف، نيازها، گرايشها و رشد بازار، كانالهاي توزيع، الگوهاي رقابت و خريد، رقباي اصلي و شركاي صنعت): در طرح تجاري بايد محيطي كه شركت در آن به فعاليت مشغول است، تشريح شود و در اين تشريح بايد مشتري، نيازها، محل و راههاي رسيدن به مشتري بدرستي تعريف شود. علاوه بر اين موارد، گاهي ممكن است مقررات و نظارتهاي كيفي خارجي خاصي درمورد محصول يا خدمات اعمال شود، در اين صورت اين موارد در اين بخش توضيح داده خواهدشد.5 – استراتژي و جزئيات اجرايي آن: در اين بخش به تشريح موارد زير پرداخته مي شود:- هرم استراتژي (بيان استراتژي، تاكتيك ها و برنامه ها)- ارزشهاي سازماني- توانايي رقابت و كسب برتري- استراتژي بازاريابي (استراتژيهاي قيمت گذاري و پيشبرد فروش، كانالهاي توزيع و برنامه هاي بازاريابي)- استراتژي فروش (پيش بيني فروش، جدولهاي زماني فروش)- شركاي مهم- زمانهاي بررسي و بازنگري6 – تيم مديريت: ساختار سازماني، تيم مديريت و سوابق اعضاي كليدي آن و استراتژي نيروي انساني در اين بخش تشريح مي شود. تحقيقات نشان مي دهد كه مهمترين عامل ازنظر سرمايه گذاران در ارزيابي هر پيشنهاد، گروه مديران است. در طرحهاي جلب حمايت مالي، بهتر است در ضميمه اي، سابقه شغلي جامعتر هريك از مديران اصلي ارائه شود. اين بخش مي تواند شامل: جزئيات تحصيلات و اطلاعات مربوط به مسئوليتها و دستاوردهاي افراد در سمتهاي پيشين باشد.7 – طرح ريزي مالي: فرضهاي مهم (مانند نرخ بهره، وضعيت ماليات و...) شاخصهاي مالي كليدي (نرخ بازگشت سرمايه و...) تجزيه و تحليل نقطه سربر، پيش بيني شود و زيان، پيش بيني جريان نقدينگي، نسبتهاي تجاري و طرحريزي بلندمدت، در اين بخش از طرحهاي تجاري ارائه مي شود.ترتيب صحيح يا غلطي براي ارائه اين گزارشها وجود ندارد، اما بهتر است ابتدا عملكرد تجاري مشخص شود. سپس ترازنامه و در آخر گردش وجوه نقدي ارائه شود. پيش بيني ها نيز بايد مانند حسابهاي گذشته تنظيم شود تا هر نوع پيشرفتي قابل رؤيت باشد. بهتر است در متن اصلي زياد به جزئيات حسابها پرداخته نشود و اين جزئيات در ضميمه بيان شود.8 – پيشنهاد (درخواست): افراد اغلب، انرژي بسياري را صرف نوشتن طرح تجاري ميكنند. اما پيشنهاد (درخواست) خود را عنوان نمي كنند. در طرح بايد با وضوح كامل، بيان شود كه از مخاطبان چه مي خواهيد. پيشنهاد را به گونه اي مطرح نكنيد كه گويي مخاطب بايد جواب بدهد و جاي بحث هم ندارد. در اين صورت پاسخ بله يا خير خواهدبود، درحالي كه شايد زمينه مذاكره وجود داشته باشد. پيشنهاد (درخواست) خود را در خلاصه ابتداي طرح نيز بيان كنيد. اطمينان حاصل كنيد كه خواننده قطعا از خواسته شما درهمان صفحه اول مطلع مي شود.
نكاتي براي موفقيت طرح تجاريبراي اينكه طرح، موثر واقع شود بايد توجه كنيد كه مي خواهيد چه پاسخي را از چه كسي دريافت كنيد، آنگاه براي حصول آن تلاش كنيد. براي مثال اگر واقعا سعي داريد كه طرح خود را به فروش برسانيد، آن را به سند جلب حمايت مالي تبديل نكنيد. به مخاطبان خود بينديشيد: آنان چه كساني هستند؟ در طرح تجاري دنبال چه چيزي هستند؟ چه زباني برايشان مفهوم است؟ اگر مخاطبان شما سرمايه گذارانند، بايد اطلاعات مالي بيشتري ارائه دهيد. اگر با كارمندان خود سخن مي گوييد، بايد آنان را از خواسته هاي كاري خود مطلع سازيد و در آنان اشتياق كافي براي برآوردن اهداف به وجود آوريد. اطلاعاتي در اختيار مخاطب خود بگذاريد كه به آنها نياز دارد و اگر دقيقا نمي دانيد كه طرح شما را چه كساني مي خوانند، سعي كنيد پاسخگوي تمام مخاطبان باشيد.از بكاربردن اصطلاحات تخصصي، علائم اختصاري و... تاحد ممكن خودداري كنيد. معمولا دريافت كننده اول طرح، مديران مالي هستند كه احتمال دارد با اصطلاحات فني آشنايي زيادي نداشته باشند و اصطلاحات براي آنان گيجكننده و ناخوشايند باشد. از زبان ساده استفاده كنيد و مفاهيمي را كه ممكن است براي افراد غيرحرفه اي نامفهوم باشد، به خصوص هنگامي كه با اداره هاي دولتي و يا ناظران سروكار داريد.به طرح خود به ديده داستان ماجراجويانه اي بنگريد نه نقد ادبي. تاحد امكان براي اينكه بگوييد چه خواهيد كرد و چه موقع وارد عمل خواهيد شد، به جاي توصيف كردن، كلمات جنبشي بكار ببريد. توصيف، برخي موارد لازم است، اما فراموش نكنيد كه رعايت اختصار و بكاربردن كلماتي كه عمل و فعاليت را القا مي كنند، تاثيرگذاري طرح را بيشتر مي كند.نكته آخر اينكه اين نوشتار، يك دستورالعمل نيست. سازمانها، با يكديگر فرق دارند. درنتيجه طرحهاي تجاري نيز متفاوت خواهندبود. با اين وجود، برخي مسائل اوليه ضروري، (موارد هشتگانه) براي نوشتن يك طرح تجاري خوب، لازم است.
منابع1 – علي خوش دهان، «طرح تجاري»، انتشارات كيفيت بهره وري آسيا، چاپ دوم، 1384، تهران2 – گروه مترجمان، «نوشتن طرح تجاري در 30 دقيقه»، برايان فينچ، انتشارات نگاه فردا، چاپ سوم، 1380، تهران3 – TIM BERRY, "DESIGN YOUR PLAN TO FIT YOUR BUSINESS", BLPLANS.COM, JUNE 2004.4 – TIM BERRY, "A STANDARD BUSINESS PLAN OUTLINE", BLPLANS.COM, 2004.
_ مجيد كريم زاده: كارشناس ارشد مديريت صنعتي، مدير سيستم هاي كيفي صنايع شهيد كلاهدوز، مدرس دانشگاه
هر چند که در ابتداي کار به نظر شما نوشتن صفحات زياد سخت و حتي غير ممکن به نظر ميرسد، اما معمولاً يکي از مشکلاتي که گريبانگير طرحهاي تجاري ميشود اين است که حجمشان از حجم استاندارد بيشتر ميشود.
تجربه نشان داده است که نوشتن يک طرح تجاري خلاصه و درعين حال موثر بسيار سختتر است. بطور کلي طرحهاي تجاري را به چهار زير مجموعه کلي ميتوان تقسيم کرد:
طرحهاي تجاري يک صفحهايطرحهاي تجاري خلاصه (در حدود 10 صفحه)طرحهاي تجاري کامل(40 تا 50 صفحه) طرحتجاري عملياتي (بيش از 50 صفحه)طرح تجاري يک صفحهايطرح تجاري يک صفحهاي مثل کاتاليزور براي ايدههاي شما عمل ميکند و ابزار قدرتمندي براي ايجاد و ادارهي فعاليتهاي اقتصادي است. طرحي است کوتاه و برنامه شما را به شکلي موثر بيان ميکند.
چرا طرح تجاري يک صفحهاي مفيد است؟تا وقتي به طور جدي نوشتن يک طرح تجاري يک صفحهاي را شروع نکنيد، نميفهميد چه اهميتي دارد. آدمها معمولاً دوست دارند زياد از فکرهاشان حرف بزنند و آنها را با آب و تاب جلوه بدهند.
اين مسئله ممکن است در مورد نوشتن هم پيش بيايد. گاهي وقتها هنگام نوشتن رشتهي کلام از دستمان در ميرود. گاهي فکر نشده و متناقض مينويسيم.
اولين کار طرح تجاري يک صفحهاي اين است که يک موضوع پيچيده را آسان ميکند. چون يک صفحه است، خواندن و فهميدن آن راحت است.
طرح تجاري يک صفحهاي به دردبخور است چون فقط روي چيزهاي مهم متمرکز ميشود. جاي کم براي نوشتن در هر بخش باعث ميشود از بهترين کلمهها و عبارات براي رساندن منظورتان استفاده کنيد و اين يعني دقت، تمرکز و رک بودن با آنچه واقعاً به آن فکر ميکنيد.
يک طرح تجاري يک صفحهاي خوب با يک بار دقيق خواندن قابل فهم است. همهي اطلاعاتي که ميخواهيد در پنج بخش مختصر و مفيد تقسيم شده است:
چشماندازهاي خيالي و آرماني ترسيم شدهاند.مأموريتها تأثيرگذار، محرک و مشتريگرا هستند.اهداف دقيق، واقعگرا، و قابل اندازهگيري هستند.استراتژيها نشان ميدهند که در موردشان حسابي فکر شده است. برنامهها عملي و قابل اجرا هستند.
طرح تجاري يک صفحهاي ابزار خوبي است براي انتقال چيزي که در ذهن شما ميگذرد. اگر کسب و کاري داريد، طرح تجاري يک صفحهاي خيلي به درد کارمندها، شرکاء، سهامداران و سرمايهگذارتان ميخورد. آنها با خواندنش با کار شما به خوبي آشنا ميشوند و به توانايي برنامهريزي شما اعتماد ميکنند.
انسجام مطالب در يک صفحه خيلي مهم است. وقتي کلمات را خودتان با دقت انتخاب ميکنيد، مفهوم هر بخش طرح تجاري يک صفحهاي واضح و روشن است.
آيا تاکنون براي کسب و کارتان طرح تجاري نوشتهايد؟ طرح تجاري يک صفحهاي عين يک نقشهي گنج است؛ نقشهاي با فکر و کلمات خودتان براي رسيدن به گنج که همان هدف کسبوکار شماست. مرجع خوبي است براي تصميمگيري، به خصوص تصميمگيريهاي مالي، ساده است و دقيق. اصلاً کپي خودِ خودتان است.
حال چگونه آنرا بنويسيد؟ در ادامه اشاره کوتاهي به سرفصلهاي يک طرح کسب و کار يک صفحهاي خواهيم داشت:
اول چشمانداز کارتان را بنويسيد. چشمانداز اولين بخش طرح کسب و کار يک صفحهاي است که در آن شما بايد به زبان خودتان بگوييد از کارتان چه تصوري داريد. چشماندازها بايد پرمحتوا و آرماني باشند.
بايد ذهن را تحريک کرده و خواننده را سر ذوق بياورد و در عين حال تصوير واضحي از کسبوکار شما ارائه دهد. جلوي هيچ فکري را نگيريد و از هرچه به ذهنتان ميرسد استفاده کنيد. بگذاريد ذهنتان به دوردستها برود.
ديدگاهتان وسيع باشد، جامع و ايدهآل گرايانه. تصور واضحي از کاري که ميخواهيد انجام دهيد ترسيم کند. در چشمانداز جواب اين سؤال را بدهيد: چه چشمانداز يا دورنمايي از آينده کسب و کارتان متصور هستيد؟ ميخواهيد چه کسب و کاري شويد و به کجا برسيد؟
به عنوان مثال تبديل شرکت الف به بزرگترين ارائه دهنده خدمات اينترنتي در سطح استاني نمونه نسبتاً خوبي از يک چشمانداز است.
سپس ماموريت کسبوکارتان را بنويسيد. در اين بخش از طرح کسب و کار يک صفحهاي شما بايد رسالت خود را بيان کنيد. بگوييد چه کاره هستيد؟ چه کالا يا خدمتي توليد ميکنيد؟ به صورت مختصر بيان کنيد مشتريهاي شما چه کساني هستند؟ کسب و کار شما چه نيازي را برطرف ميکند؟ فلسفه وجودي کالا يا خدمت يا کسب و کارتان را توضيح دهيد در چند کلمه حيطه تمرکز شرکتتان و چيزي را که به مشتري عرضه ميداريد بيان کنيد.
مثلاً يافتن راهکارهايي براي افزايش بهرهوري، و کاهش هزينههاي عملياتي ميتواند ماموريت مناسبي براي يک شرکت مشاوره مهندسي باشد.
در بخش بعدي بايد اهداف خود را مشخص کنيد. در اين قسمت از طرح بايد بگوييد به دنبال چه هستيد؟ بايد اهداف خود را به صورت مقاصد ويژه بطور دقيق و قابل اندازهگيري بيان کنيد تا تاثيرگذار باشند.
اهداف، انواع مختلفي دارند؛ براي يک طرح کسب و کار يک صفحهاي معمولاً بين شش تا نه هدف کافي است. اهداف ميتوانند مربوط به امور مالي از قبيل فروش، سود، جريان نقدي يا موجودي کالا باشند؛ يا بازاريابي مثل سهم بازار؛ تعداد مشتريها و تبليغات؛ يا منابع انساني مثل حقوق و مزايا، سطح آموزش کارمندان سود، محيط کار؛ يا تحقيق و توسعه مثل محصولات جديد، قابليت طراحي، بهبود کالا، تاريخ عرضه، ميزان رضايتمندي کارمندان از شغلشان و يا مربوط به مسائل توليد از قبيل ظرفيت توليد، کيفيت توليد، موجودي کالا و . . ..
در نوشتن اهداف به اين نکته توجه کنيد، که اهداف نه بايد خيلي راحت و قابل حصول باشند و نه خيلي دور از انتظار و دست نيافتني.
معمولا دوره زماني براي حصول اهداف 2 يا 3 ساله است.
يک هدف مؤثر، داراي نقطه پاياني کاملا تعريف شدهاي با عناصر قابل اندازهگيري ميباشد.
مثلاً افزايش ساعت آموزش کارمندان به 40 ساعت در ماه تا پايان سال 84 و يا معرفي 6 محصول جديد به بازار تا پايان سال 85 به گونهاي که جمع مبلغ فروش آنها از 4 ميليارد ريال کمتر نباشد، نمونههاي مناسبي از اهداف هستند.
سپس استراتژيهاي کسبوکار خود را مشخص کنيد. در اين بخش از طرح کسب و کار يک صفحهاي پاسخگوي اين سؤال باشيد:
چگونه اين کسب و کار راهاندازي ميشود و در ادامه اداره ميشود؟ چه عواملي در طول زمان سبب موفقيت اين فعاليت خواهد شد؟ چگونه اين کسب و کار رشد خواهد کرد؟
در بيشتر صنايع، فعاليتهاي اقتصادي از چهار تا شش استراتژي پايهاي پيروي ميکنند که با گذشت زمان کمتر تغيير ميکنند. و فهمشان ساده است و در نهايت باعث رشد و سودآوري ميشوند.
استراتژي بايد هم به عوامل خارجي مؤثر بر کار و هم بر عوامل داخلي مؤثر توجه داشته باشند.
براي اينکه بتوانيد استراتژي مناسب بنويسيد يک راهش اين است که مجلات تجاري و اقتصادي و روزنامهها را بخوانيد و از مسائل مورد بحث درون صنعت در قلمرو بازاريابي، جذب سرمايه، عمليات و… آگاه شويد.
به اين مسائل توجه کنيد که مشتريان شما چه کساني هستند و در حال حاضر چگونه محصولات شما را ميخرند؟ از کدام طبقات اجتماعي هستند؟ هدف از خريد آنها چيست؟ سپس برنامههايي که براي تبليغ کالا و يا خدمتتان براي جذب اين مشتريان نياز داريد را ذکر کنيد.
ميتوانيد عوامل مؤثر يا عوامل ناکارآمد در کارهاي شرکت را پيدا کنيد. مثلاً چه عاملي جلوي رشد و سوددهي يا کارآييتان را ميگيرد؟ سپس علت اين عوامل را ريشهيابي کنيد، ببينيد چي بايد عوض شود يا تغيير کند و چه رويهاي را بايد دنبال کنيد.
به فرض، "استخدام بهترينها و حفظ آنها به وسيله رضايت شغلي و مشارکت در سهام" يک نمونه استراتژي مناسب ميباشد.
در پايان در طرح کسب و کار يک صفحهاي خود، بايد برنامهها و دستورالعملهايي که به وسيله آنها به اهداف مورد نظرتان ميرسيد را بياوريد. برنامهها، کارهاي مشخصي هستند که يک شرکت (کسب و کار) بايد انجام دهد تا به اهداف خود برسد هر برنامه به طور مشخص و مستقيم بايد به يک هدف و استراتژي مربوط باشد.
برنامهها بايد عملگرا باشند و وظايف مشخصي را بيان کنند. زمان انتهايي براي انجام داشته باشند و اينکه چه کسي، چگونه، کجا و با چه هزينه مالي و غير مالي اين کارها را انجام خواهد داد، مشخص نمايند.
براي اينکه از عهده فعاليتتان براييد بايد کارهايتان را خوب و جدا جدا به شکل دستورالعمل بنويسيد. اينطوري ميفهميد که هر کدام از کارها چه تأثيري روي امور مالي و عملياتي دارند و چطور ميخواهيد نتيجه کارتان را ارزيابي کنيد.
در برنامهريزي هميشه زمانبندي و جدول هزينههاي هر پروژه را بايد از قبل آماده کرد. پس برنامههايتان را به دقت بنويسيد و هنگام اجراي آنها به محدوديت بودجه و زمانبندي نيز توجه کنيد.
مثلاً تهيه بروشور تبليغاتي براي محصولات گروه الف در سه ماهه اول سال زير نظر مدير بازرگاني يک برنامه مناسب است.
طرحهاي تجاري خلاصهاينگونه طرحها که معمولاً حدود 10 صفحه هستند؛ در سالهاي اخير بسيار متداول شدهاند. براي نوشتن آنها احتياج کمتري به اطلاعات و تحقيقات خواهيد داشت و سريعتر نوشته خواهند شد.
همچنين اين طرحها براي کسب و کارهاي سادهاي که در مراحل اوليهي راهاندازي هستند، و يا کسبوکارهاي خانگي بکار ميروند چرا که اين کسب و کارها پيشينه و پيچيدگي زيادي مانند کسب و کارهاي بالغ ندارند.
اجزاي اين طرحهاي تجاري مشابه طرحهاي تجاري کامل است ولي با تفاوتهايي جزئي که حاصل سادهتر شدن اين نوع طرحهاي تجاري است.
هدف اصلي اين طرحهاي تجاري برنامهريزي و جهت دهي است و در برخي موارد براي تامين منابع مالي و يا دريافت مجوز کاربرد دارد. در برخي مواقع نيز خود مقدمهاي براي نوشتن طرحهاي تجاري کامل به حساب ميآيد.
همانطور که گفته شد کاربرد اصلي اين طرح براي گرفتن وامهاي بانکي و کمک به برنامهريزي کسبوکارهاي خانگي است. معمولاً کارآفرينان سرشناس نيز براي جذب سرمايهگذار بجاي طرحهاي تجاري کامل از همين طرحهاي تجاري استفاده ميکنند
طرحهاي تجاري کامل 10 تا 40 صفحهاين همان طرح تجاري سنتي است که ما دربارهي آن صحبت خواهيم کرد. اين طرح تمام زمينههايي که لازم هستند را به اندازهي کافي ميپوشاند و بهتر است که بيشتر از 50 صفحه نباشد.
يک طرح تجاري معمولاً حدود 30 تا40 صفحه است. که البته ميتواند بيشتر باشد اگر شما ميخواهيد که با جزئيات بيشتري بنويسيد که در اين صورت جزئيات طرح بايد در بخش ضمائم ذکر شود.
اما مهمتر از اين حرفها, بايد بدانيد که همه چيز به شرايط شما بر ميگردد. شما بايد اطلاعاتي را که خوانندگان لازم دارند را فراهم کنيد.
شما بايد به آنها اطلاعات کافي بدهيد تا بتوانند تصميم بگيرند و عمل مناسب را انجام دهند. بعضي وقتها لازم است که شما به آنها کمي بيشتر از متوسط اطلاعات بدهيد تا به آنها نشان دهيد که طرح مناسبي را آماده کردهايد.
راهحل اين است که شما همهي اطلاعات مرتبط را جمعآوري کنيد و تقسيم کنيد آنگاه مشخص کنيد که خواننده چه اطلاعاتي را لازم دارد و چه اطلاعاتي براي طرح تجاري شما لازم هستند، آنگاه تا حد امکان آنها را خلاصه بنويسيد.مهمترين کاربرد اين طرح براي تامين منابع مالي است.
طرحهاي تجاري عملياتي بيش از 40 صفحهبرعکس ديگر طرحهاي تجاري، طرحتجاري عملياتي براي پاسخ گويي به يک نياز دروني است و مخاطب بيروني ندارد. اين طرح براي برنامهريزي فعاليتهاي شرکت براي يک بازه 3 تا 5 ساله تدوين ميشود و هر سال به روز ميشود.
با توجه به استفاده اين طرح لزومي به خلاصه کردن بيش از حد آن نيست، بلکه بايد تمام برنامه کاريتان را دقيق در آن بيان کنيد، از اينرو در برخي مواقع حجم اين طرحهاي تجاري به بيش از يکصد صفحه ميرسد.
اين طرحتجاري خصوصاً براي شرکتهاي فعال در محيطهاي پر تلاطم کارآيي زيادي دارد و تا حد زيادي از ريسک فعاليت اين قبيل کسبوکارها ميکاهد.